|
11- برای آسودن، ابتدا باید رها شدن را بیاموزیم.بسیاری از ما دوست داریم که همواره چون کمانی که زه آن به سختی کشیده است. خمیده و تحت فشار باشیم. در حالی که ما نیز مانند کمان نیاز داریم که گاه بدون زه باشیم و استراحت کنیم. تا بتوانیم در مواقع ضروری هنگام فعالیت از نیروی خود استفاده بهتری نماییم. 12- بیاید زمانی که در سکوت نشسته ایم به جهانی بیندیشیم که بسیار همانند این جهان است، اما ازتمامی آشفتگی ها رهاست. جایی که همه چیز درمسیر صحیح خود و درزمان درست قراردارد. هنگامی که چنین تصور کنیم، حضور کامل خداوند را درمی یابیم که همچون رودخانه ای جاودانه در زندگی ما جاری ست. 13- ما برای رشد در زندگی درونی یا همان زندگی معنوی نیازمندیم که دنیای سرشار از هیاهوو تنش بیرون را، هرچند برای مدتی کوتاه ترک کنیم.سپس هر روز باید زمانی حداقل یک ساعت را در سکوت بگذرانیم. در بیشتر موارد شاید ابتدا یک ساعت نشستن دشوار باشد. پس بهتر است که تمرین سکوت را حدود یک ربع ساعت و چهار بار در روز انجام دهیم. 14-درباره حرمت و قداست طبیعت هیچ شک نکنید. طبیعت جلوه ای قابل اعتماد و جاودانه دارد و رفتار آن با تمامی موجودات زیبا و خیرخواهانه است. طبیعت، مظهر بخشندگی ست و دست خدا حقیقتا در آن آشکار است. سعی کنید غبار کشمکش های روحی و دلتنگی های خود را گه گاه در جویبار طبیعت شست وشو دهید. 15-در طول زندگی به نشانه هایی بر می خورید که مسیری را که باید در آن حرکت کنید به شما یادآور می شوند. اگر به آنها توجه نکنید، انتخاب هیا بیهوده ای انجام می دهیدو دچار تیره بختی می شوید.اما اگر متمرکز باقی بمانید، درس هایتان را می آموزید، زندگی خوب و پرباری را طی می کنید و مرگ خوبی نیز خواهید داشت. 16-هرگاه درک کردیم که توان ما در برابر مشکلی به انتها رسیده است و نمی توانیم راه درست را بیابیم، باید آن را به خداوند بسپاریم. در این هنگام حتما پاسخ خدارار هرچند به شکل نشانه ای کوچک دریافت خواهیم کرد و زمانی که پاسخ او رسید نباید به جا آوردن شکرش را از یاد ببریم:«خدایا جلال و شکوه از آن توست» 17- هر چیزی در دنیا آغاز و پایانی دارد. هرموجود زنده ای باید روزی بمیرد و این بنیادی ترین قانون طبیعت است. پس چرا باید آرامش عزیز از دست رفته ای را باشیون و ناله های دلخراش برهم بریزیم. اگرچنین کنیم نشانه آن است که چیزی قانون طبیعت نمی دانیم. با انجام کارهای خیر و نثار آنها برای آن عزیز می توان آرامش دست یافت. 18- خداوند، حکیم و داناست. هنگامی که همچون کودکان به اسباب بازی راضی هستیم، او ثروت،لذت و ... را به ما ارزانی می دارد و آنگاه می پنداریم نیازی به خدا نداریم. اما برخی این وابستگی های کوچک دلخوش نیستند و پیوسته فریاد بر می آورند: «خدایا، من به تو نیاز دارم!تورا می خواهم!» و خدا به سوی آنان خواهد آمد و خودرا بر آنها پدیدار خواهد کرد. 19- حتی می توانی از جویباری کوچک بیاموزی که همچون خدمت گزاری خاموش به دوست و بیگانه یکسان خدمت کنی.بیشتر اوقات آموزگار همه مایکی ست، اما هرکس متناسب با استعداد و ظرفیت خود از آن می آموزد. در مدرسه زندگی آن روز که درس جدیدی نیاموزیم، روزی هدر رفته است. 20- هرگاه اسیر چنگال دلهره و تنش هستید به یاد بیاورید که خداوند جهان را، پیش از آن که شما در آن زاده شوید می گرداند و پس از آن که آن را ترک کنید هم خواهد گرداند، پس آیا بهتر نیست گردش کارهای جهان را زمانی که در آن به سر می بریم به خدا وا گذار کنیم؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 1  توسط آزاده
|
|
|
![]() | ![]() |
![]() |
![]() |
تربیت مربی کرج وبارش برف