|
تقدیم به او از من گذشتم تا به مابرسم ولی حالا به من رسیدم تو من بودی چرا تورا جدای از خودمی دیدم چرادل دلهایم را که من نیمه هستم را باور نمی کردم چرا جای خالی تو برای من عادت شده بود من وتو را باهم از بهشت ساختگی زندگی رانده اند رنگ ولعاب زندگی من وتو را از هم دور ساخت ابرهای مصلحت خورشید وجودت را ازمن پنهان کرد دریای دلم را ارام می پنداشتم نمی دانستم که این آرامش قبل از طوفان کامل شدنم است به امید معجزه به امید باران در کویر زندگی به امید شبنم در شب تار به امید گلستان آتش ابراهیم به امید پلهای پشت سر که ویران نشوند به امید پرواز مرغ زندگی در اسمان لایتناهی به امید اینکه جغد شوم مصلحت خبر خوش زندگی را بسراید به امید زنده ماندن در دریای پر تلاطم زندگی من و معجزه برای من ولی چشمانم از خیره برآسمان شدن کورشد برخود لرزیدم هیچ برگی برای شبنم نبود هیچ آتشی برای ابراهیم برپا نشد قدمی بر نداشتم ماندم و ساکن ماندم محال تر از محال را خدای خود می خواهم و این جغد همیشه لال خواهد ماند زندگی بدون نفس عشق چگونه در دریا شنا خواهد کرد آزاده
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3  توسط آزاده
|
|
|
![]() | ![]() |
![]() |
![]() |
تربیت مربی کرج وبارش برف