تبليغاتX
شریعتی در تنهایی من - پائولوکوئیلو عاشق همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را

معجزه ها پیرامون ما رخ می دهند، نشانه های خدا راه را به ما

 

نشان می دهند، فرشتگان تمنا می کنند صداشان را بشنویم

 

_اما،از آن جا که آموخته ایم که قواعد و فرمول هایی برای

 

رسیدن به خدا وجود دارد، به هیچ یک از این پدیده ها توجه

 

نمی کنیم. نمی فهمیم که او جایی است که ورودش را

 

روا بدارند.

مراسم سنتی مذهبی بسیار مهم است:باعث می شود در

 

تجربه گروهی نیایش و ستایش، با دیگران سهیم شویم. اما

 

هرگز نباید از یاد ببریم که یک تجربه روحانی، فراتراز هر چیز، یک

 

تجربه عملی از عشق است. و در عشق قانونی

 

نیست.شایدسعی کنیم از قواعدی پیروی کنیم. دل مان را مهار

 

کنیم، برای رفتارمان تدبیری در نظر بگیریم_اما تمام این ها یاوه

 

اند. دل تصمیم می گیرد، وتصمیم دل است که مهم

 

است.

همه ما تاکنون این را در زندگی تجربه کرده ایم. همه ما، زمانی

 

اشک ریزان گفته ایم:«به خاطر عشقی رنج می بریم که

 

ارزشش را ندارد.» رنج می بریم،چون فکر می کنیم بیش تراز

 

آنچه می گیریم،می دهیم.رنج می بریم که عشق مان درک

 

نمی شود.رنج می بریم چون نمی توانیم قواعد خودمان

 

راتحمیل کنیم.

تعارض های بسیاری که برای یافتن بخش دیگرخود،گرفتارشان

 

می شویم.دیریا زود باید برهراس های خود غلبه کنیم_چرا که

 

طریق روحانی از تجربه روزانه عشق ساخته می شود.

 

توماس مرتون راهب گفت:«زندگی روحانی در عشق خلاصه می

 

شود.به خاطر نیکی کردن،یا کمک کردن، یا حمایت از کسی

 

عشق نورزید.در اینصورت، همنوع خودرا چون شی ای ساده

 

انگاشته ایم، وخود را اشخاصی خردمند وسخاوتمند،این هیچ

 

رابطه ای با عشق ندارد. عشق یعنی با دیگری یگانه

 

شدن،و جرقه خدارا در دیگری یافتن.»

 

 

پائولوکوئلیو

کتاب: کنار رود پیدرا نشستم وگریستم

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 2  توسط آزاده  | 
Image and video hosting by TinyPic فاتحه ای برای شادی روح دکتر شهید بفرستید Image and video hosting by TinyPic
بارش برف درتربیت مربی  کرج غوغا می کند Image and video hosting by TinyPic

تربیت مربی کرج وبارش برف